بلاخره اوووومدم...
سلاااااام دوستای نازم خوبین؟؟؟ وای ک چقد دلم برا وبم و شماها تنگ شده بود مرسی ک ب یادم بودین عزیزای من. بعد 12 روز سفر اومدم خدمتتون خسته و کوفته تازه دیشب ساعت 8 رسیدیم مشهد امروزم تا الان فقط داشتم خونه رو مرتب و گردگیری میکردم خییییلی افتضاح شده بود ولی الان خر کیفم چون خونه داره برق میزنه راستی با تاخیر عید همه تون مبااااارک ...
نویسنده :
مامانی
17:27
نیستم...
سلام دوستای گل خودم عزیزای دلم. فردا میرم شمال و تا 1 هفته نیستم سر میزنم اما خیییلی کم دوستتون دارم و عیدتونم مبااااارک خدافظ...
نویسنده :
مامانی
16:20
قاصدک...
همینکه قاصدکی را فوت کنی تا عطر نفس هایت را با خود بیاورد، برای دلم کافیست... ...
نویسنده :
مامانی
0:30
زندگی...
صحبتای مادر و فندقی : )
سلام گل من شبت بخیر خوبی مامان؟؟؟ الان ک دارم مینویسم بابایی کنارم خوابه و من یهویی دلم خواست یکم با فندق خودم حرف بزنم میدونی مامان، دیشب بابایی رفت حرم و از امام رضا خواست تورور بهمون بده دیروزم ک بابابزرگ پدریت بهم زنگ زده بود ازم پرسید نمیخوای واسه من ی نوه خوشگل بیاری؟؟؟ و کلی حرف ک بچه نعمته، رزق و روزی شو با خودش میاره و ازین چیزا فک کنم اوناهم ب دلشون افتاده ک میخوان کم کم بابابزرگ مامان بزرگ شن. بیا و همه رو ازین چشم انتظاری دربیار خوشگله. ولی میدونی چیه... خودم هیچ حسی ندارم ک این ماه میای یا نه هیچی و فقط همه چیو سپردم ب خدا ک هروقت خودش خواست تورو بهمون بده اینجوری اگه هم نیومدی کمتر غصه...
نویسنده :
مامانی
1:20
جز تو...
بازوهایم وطنیست ک در آن جز تو هیچ کس خانه ای نخواهد داشت... ...
نویسنده :
مامانی
21:29


