پرهامپرهام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

✿فندق من و بابایــــــــی✿

بلاخره اوووومدم...

سلاااااام دوستای نازم خوبین؟؟؟ وای ک چقد دلم برا وبم و شماها تنگ شده بود مرسی ک ب یادم بودین عزیزای من. بعد 12 روز سفر اومدم خدمتتون خسته و کوفته تازه دیشب ساعت 8 رسیدیم مشهد امروزم تا الان فقط داشتم خونه رو مرتب و گردگیری میکردم خییییلی افتضاح شده بود ولی الان خر کیفم چون خونه داره برق میزنه راستی با تاخیر عید همه تون مبااااارک ...
18 مرداد 1393

نیستم...

سلام دوستای گل خودم عزیزای دلم. فردا میرم شمال و تا 1 هفته نیستم سر میزنم اما خیییلی کم دوستتون دارم و عیدتونم مبااااارک خدافظ...
6 مرداد 1393

قاصدک...

همینکه قاصدکی را فوت کنی تا عطر نفس هایت را با خود بیاورد، برای دلم کافیست... ...
31 تير 1393

صحبتای مادر و فندقی :‌ )

سلام گل من شبت بخیر خوبی مامان؟؟؟ الان ک دارم مینویسم بابایی کنارم خوابه و من یهویی دلم خواست یکم با فندق خودم حرف بزنم میدونی مامان، دیشب بابایی رفت حرم و از امام رضا خواست تورور بهمون بده دیروزم  ک بابابزرگ پدریت بهم زنگ زده بود ازم پرسید نمیخوای واسه من ی نوه خوشگل بیاری؟؟؟ و کلی حرف ک بچه نعمته، رزق و روزی شو با خودش میاره و ازین چیزا فک کنم اوناهم ب دلشون افتاده ک میخوان کم کم بابابزرگ مامان بزرگ شن. بیا و همه رو ازین چشم انتظاری دربیار خوشگله. ولی میدونی چیه... خودم هیچ حسی ندارم ک این ماه میای یا نه هیچی و فقط همه چیو سپردم ب خدا ک هروقت خودش خواست تورو بهمون بده اینجوری اگه هم نیومدی کمتر غصه...
24 تير 1393